آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 16 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

پدر و دختر

1391/5/31 10:39
نویسنده : مامانی
432 بازدید
اشتراک گذاری

روز عید فطر خونه ماماما سر ظهر مثلا می خواستیم کمی استراحت کنیم آیلایی هم لحاف تشک و بالشتش رو آورد کمی خودش دراز کشید دید تنهای خواب نمی چسبه بابایی رو هم دعوت کرد اما دریغ از یک دقیقه خواب

بابایی و آیلا

خواب از چشمهای بابایی می ریزه ولی آیلا همچنان با شیطنت نگاه می کنه

آیلای ماشین سوار

همون شب به پارک هم رفتیم که آیلا تا توصندلیش نشت از بس نخوابیده بود لالا کرد و تا به پارک رسیدیم تو بغل بابایی بیدار شد و خواب آلود گفت سل سلی (سرسره) بالا خره قرار شد با بابایی ماشسین سواری کنن ولی گویا بابایی خسته بود و خانمی خواب آلود هیچ هیجانی تو ماشین سواری نداشتند تازه وسط کار آیلا شروع کرده بود به پیاده شدن

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

خاله حسنا
31 مرداد 91 15:54
وروجک ک ک ک ک ک ک ک ک ...شلوارکشو.... ماماما دستش درد نکنه
هوراد
1 شهریور 91 10:43
سلام خانومي مرسي كه پيش ما اومدين خيلي خوشحالمون كردين با اجازتون ما هم به وبلاگتون سر زديم بازم پيش ما بياين


چشم منتظریم


مامان ارمیا
1 شهریور 91 11:43
امان از دست بی خوابی این بچه ها. مخصوصا اگه خسته باشی و دلت بخواد یه چرتی بزنی. واااااااااااااای که نمی دونه آدم چه کار کنه.


ای گفتی خواهر تازه اگه چنگی در بین نباشه
مامان فرنيا
4 شهریور 91 11:39
ولي من ميدونم كه موقع خواب ما بزرگترها و بي خوابي اين كوچولوها عجب بازيهايي به سرشون ميزنه كه ما را از خواب دور نگه دارن


وای وای نگو خواهر
مامان مارال فرفری
5 شهریور 91 1:14
الهی نازن به خدا اینا شیرینی زندگی هستن خدا حفظش کنه


واقعا هم اینطوریه. جگر خاله رو ببوس
زهره مامان آریان
6 شهریور 91 1:09
خدانکنه یه بعدازظهر نیت کنم آریان که خوابید منم بخوابم،مگه می خوابههههههههههه؟؟؟؟ شیطونک خاله می بوسمت.